تبلیغات
دنیای من - مجله سرگرمی شماره 35
دنیای من
خدایا ... هرگز نگویمت دستم بگیر ، عمریست گرفته ای رهایم نکن !!!...

عکاسی در زمان و زاویه مناسب





















چند تا عکس متنوع !



پدر و پسر امروزی :


.
.

یدک کشی هلیکوپتر !


.
.
لحظه ای فوق العاده حین بازی راگبی 


.
.

ستوانی که تیمسار بود ::: علی دایی در لباس سربازی 


.
.

شورای حل اختلاف به این میگم !


.
.
حالا بگو کی قوی ترین مرد جهانه ؟

كافه گوگوش + عكس

 



دلم تنگه برای گریه کردن 
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
همون گهواره ای که خاطرم نیست همون امنیت حقیقی و راست
همون جایی که شاهزاده قصه همیشه دختر فقیر و می خواست
همون شهری که قد خود من بود
از این دنیا ولی خیلی بزرگتر نه ترس سایه بود نه وحشت باد
نه من گم می شدم نه یه کبوتر

دلم تنگه برای گریه کردن 
کجاست مادر کجاست گهواره ی من

نگو بزرگ شدم نگو که تلخه نگو گریه دیگه به من نمی یاد
بیا منو ببر نوازشم کن دلم آغوش بی دغدغه میخواد
تو این بستر پاییزی مدفون که هر چی نفس سبزه بریده
نمیدونه کسی چه سخت موندن مثل برگ روی شاخه ی تکیده

دلم تنگه برای گریه کردن 
کجاست مادر کجاست گهواره ی من

ببین شکوفه ی دل بستگی هام چه قدر آسون تو ذهن باد میمیره
کجاست آن دست نورانی و معجز ؟ بگو بیاد و دستمو بگیره

کجاست مریم ناجی مریم پاک

چرا به یاد این شکسته تن نیست
تو رگبار هراس و بی پناهی چرا دامن سبزش چتر من نیست

دلم تنگه برای گریه کردن 
کجاست مادر کجاست گهواره ی من





همسفر

تو از كدوم قصه ای كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از كدوم سرزمین تو از كدوم هوایی
كه از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر جا كه باشی قاصد شكفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاكی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه كمی

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی كه هست
تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت
عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من حریص رفتنم
عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر





معشوق

تو نه بارونی ، نه شن باد 
تو نه مرهمی ، نه فریاد 
تو نه خسته ای ، نه همپا
تو نه از غیری ، نه از ما 
تو نه بیرون ، نه درونی 
تو نه ارزون ، نه گرونی 
تو نه خاکی پوشش گنج 
نه یه مُهره روی شطرنج 
تو فقط هستی که باشی 
تو نه مرگی نه تلاشی 
نمی تونم ... نمی تونم 
تو رو همصدا بدونم !
تو یه روز سبزی ، یه روز زرد
یه روز همدردی ، یه روز درد 
اگه اشتباه می خونم 
بگو ، راست بگو ، بدونم 
تو کدوم رنگی ؟! کدوم بو ؟! 
اگه سکه ای کدوم رو ؟!
که نه ظلمت ، نه فروغی 
نه رکودی ، نه بلوغی 
نکنه حرفای خامم خاطر عزیزو آزرد 
نکنه اسم حقیرم توی کتابای تو خط خورد




خوابم یا بیدارم

خوابم یا بیدارم تو با منی با من
همراه و همسایه نزدیك تر از پیرهن
باور كنم یا نه هرم نفسهاتو
ایثار تن سوز نجیب دستاتو

خوابم یا بیدارم 
لمس تنت خواب نیست
این روشنی از توست
بگو از آفتاب نیست
بگو كه بیدارم 
بگو كه رویا نیست
بگو كه بعد از این 
جدایی با ما نیست

اگه این فقط یه خوابه تا ابد بذار بخوابم
بذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم كه با تنزخمی اسیره
عاشق مرگه كه شاید توی دست تو بمیره

خوابم یا بیدارم ای اومده از خواب
آغوشتو وا كن قلب منو در یاب
برای خواب من ای بهترین تعبیر
با من مدارا كن ای عشق دامنگیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم 

پرنده ای زخمی اسیر بارونم
ای مثل من عاشق همتای من محجوب
بمون ، بمون با من ای بهترین ای خوب





من و تو

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره
همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره
نداریم هیچ كدوم حرفی كه بازم تازه باشه
چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت وكوره

من و تو من و تو من و تو

هم صدای بی صداییم
با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم
هم صدای بی صداییم

نشستیم خیلی شبها قصه گفتیم از قدیما
یه عمره وعده ها افتاده از امشب به فردا
تمام وعده ها رو دادیم و حرفارو گفتیم
دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما

من و تو من و تو من و تو

هم صدای بی صداییم
با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم
هم صدای بی صداییم

گلای سرخمون پوسیده موندن توی باغچه
دیگه افتاده از كار ساعت پیر رو تاقچه
گلای قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن
اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

من و تو من و تو من و تو

هم صدای بی صداییم
با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم
هم صدای بی صداییم
من و تو من و تو من و تو
من و تو






مقایسه مصرف غذایی کشورهای پیشرفته با جهان سومی ها !!+ عکس

 

مقدار غذایی که اعضای هر خانواده در یک هفته مصرف می کنند: 


آلمان 
خانواده ملاندر: دو بزرگسال و دو نوجوان


 


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته: 500.07 دلار 

   
 



آمریکا 
خانواده رِویس در کارولینای شمالی: دو بزرگسال و دو نوجوان


 


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته: 341.98 دلار 

  


 


ژاپن 
خانواده یوکیدا: دو بزرگسال و دو نوجوان


 


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته: 699.37 ین برابر 317.25 دلار 

  


 


ایتالیا 
خانواده مانزو در سیسیل: دو بزرگسال و سه کودک


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته: 214.36 یورو برابر 260.11 دلار 

  


 


مکزیک 
خانواده کاسالس: دو بزرگسال و سه کودک


 


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته:1862.78پزو مکزیک یا 189.09 دلار 

  


 


لهستان 
خانواده سُبزینسکی: چهار بزرگسال و یک نوجوان


 


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته: 582.48 زلوتی برابر 151.27 دلار 

  


 


مصر 
خانواده احمد در قاهره: 7 بزرگسال و 5 کودک


 


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته: 387.85 پوند مصر یا 68.53 دلار 

  


 


اکوادور 
خانواده آیمه: 4 بزرگسال و 5 کودک


 


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته: 31.55 دلار 

  


 


بوتان 
خانواده نامگای: 7 بزرگسال و 6 کودک


 


 

هزینه مواد غذایی مصرفی در یک هفته: 224.93 نگولترام یا 5.03 دلار 

  


 

آفریقا!!